زين العابدين شيروانى

474

بستان السياحه ( فارسي )

و برخى هلاك شوند و چون هنكام فوتش رسيد پروبال بر هم زند و آتشى از بال او بجهد و به هيزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاكستر كرداند آنكاه به حكم مرسل الرّياح بادى بوزد و از زير آن خاكستر ققنسى پيدا شود پيوسته خلقت آن مرغ بر اين منوال باشد برهمنان و مرتاضان هندوان به آن جزيره رفته‌اند و علم موسيقى از آن مرغ فراكرفته‌اند و بنياد صوت ايشان مبنى بر شش راك و سى راكنى و هريك از راك مشتمل بر شش خيال و شش تبّه است و همچنين هريك از راكنى مبنى است بر سى خيال و سى تبّه و خيال بمعنى كوشه است و تبّه بمعنى شعبه باشد و مراد از راك مقام و از راكنى دستكاه باشد در هر ساعتى از ساعات شبانه‌روز بلكه در هر دقيقه از دقايق ساعات مقامى مقرّر و كوشه معيّن و شعبه مخصوص است و در ميان موسيقىدان ايشان قريب بمحال است كه در يك ساعت دو مقام خوانند الحق آواز هند طرفه اثرى دارد و در آواز هندوستان مقامى است كه او را ديپك نامند كويند اثر مقام ديپكست كه هركه خواند وى را بسوزاند و ديكر مقامى است كه او را مرال كويند اكر كسى مقام مرال خواند البته باران بارد وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * آدمى را باستماع صوت ميل تمامست حتّى حيوانات از استماع صوت حسن متحرّك شوند اكر انسان به آواز خوش ميل نكند نه انسانست و نه حيوان بلكه جماد است زيرا كه در بعضى نباتات شنيده شده است كه آواز خوش اثر مىكند بلكه راقم نيز ديده باشد و طيور و وحوش را مكرّر مشاهده نموده است در بيان تحسين صوت حسن و حرمت غنا و فرق ميانه غنا و صوت حسن بر ارباب انصاف خالى از اعتساف پوشيده نخواهد بود كه صوت حسن ممدوح در احاديث و غناى حرام در اخبار صحيحه بر بسيارى از مردم مشتبه است به حيثيّتى كه بعضى قرآن و ذكر و اذان و امثال آن را كه بحسن صوت خوانند غناى حرام مىدانند و اين تحريم ما احلّ اللّه است و حقتعالى در قرآن مجيد فرموده كه لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ اى رسول خداى چرا حرام نمودى تو چيزى را كه خداى سبحانه حلال كرده از براى نفس نفيس تو اكرچه خطاب خاص است امّا مراد عام است و همچنان‌كه تحليل ما حرّم اللّه مثل آنكه اكر كسى كويد كه خمر حلالست حرام است همچنين تحريم ما احلّ اللّه نيز حرامست مثل آنكه اكر كسى كويد كه آب حرامست پس لازم مىآيد كه حكم بما انزل اللّه نكرده كافر باشد چنانچه حقتعالى مىفرمايد وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ بنابراين بايد كه هريك از غناى حرام و صوت حسن ممدوح باحاديث از يكديكر ممتاز شده رفع اشتباه شود كه كسى از راه اشتباه حكم به حرمت چيزى كه خدا حلال نموده و بتحليل چيزى كه خدا حرام نموده نكند تا هيچيك از تحليل ما حرّم اللّه و تحريم ما احلّ اللّه لازم نيايد پس نه به‌نحوى باشد كه بعضى از اهل هوا جرات بر غنا نمايند و از راه بىباكى مرتكب فعل حرام شوند و نه كه بعضى از راه زهد خشك صوت حسن ممدوح را غنا شمارند و از ثواب خواندن قرآن بصوت حسن و ذكر خدا محروم مانند و مؤذن خوش‌صدا را منع نمايند و در پيش جنازه ذكر خدا را بصداى خوش منع كنند و جنازه را مثل همود و كفار بردارند اكنون بدانكه شك نيست و اجماعست در حرمت غنا فىالجمله نه در حرمت مطلق غنا يعنى جميع افراد غنا زيرا كه بعضى نقل اجماع كرده‌اند كه غنا در حدى يعنى در حالت شتر راندن جائز است و بعضى كفته‌اند كه در وقت عروس به خانه شوهر بردن غنا حرام نيست به شرط آنكه اكر مغنيّه زن باشد مردان نامحرم صداى او را نشنوند چنانچه به اين مضمون حديث خواهد آمد و شيخ ابو على طبرسى طاب ثراه در اوّل تفسير مجمع البيان حديثى ذكر كرده كه غنا در قرآن جائز است و آن حديث اينست كه قال رسول اللّه ( ص ) انّ القرآن نزل بالحزن فاذا قراتموه فابكوا فان لم تبكوا فتباكوا فتغنّوا به فمن لم يتغنّ بالقرآن فليس منّا يعنى قرآن نازل شده است بحزن پس هركاه قرآن خوانيد كريه كنيد پس اكر كريه نيايد خود را بكريه داريد و تغنّى كنيد به قرآن پس هركه غنا نكند در قرآن از ما نيست و شيخ مذكور مىكويد اكرچه بعضى حديث را به اين نحو تاويل نموده‌اند كه تغنوا بمعنى استغنوا است يعنى از ما نيست كسى كه دفع فقر و طلب مال‌دارى به خواندن قرآن نكند ليكن اكثر علماء